مرتضى مطهري

51

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

در سايهء توحيد عرضه داشت ( 1 ) . اين ، يك كلمه بود به جاى هزار كلمه : معبودى جز خدا نپذيريد ، جز خدا را مطاع نشماريد ، از غير خدا آزاد شويد ، از غير خدا نترسيد ، غير خدا را ما فوق مشماريد . از اين جهت تكان دهنده و انقلابى بود . و اما اينكه : به خدا اعتماد و توكل كنيد ، جهان به عدالت برپاست ، تلاش و عمل نيك گم نمىشود ، عمل بد كيفر دارد ، خدا شاهد و ناظر اعمال و افكار و نيات شماست ، خداوند منتقم و كيفرده است . . . از اين جهت اجمالى است از تفاصيل دعوت . رهبران سالها زحمت مىكشند كه افراد خود را تعليمات دهند ، تعليماتى كه هركدام مستقل از ديگرى است ، ولى پيغمبر اكرم يك تعليم دارد كه هزاران تعليم ديگر به سادگى از آن استنتاج مىشود دل گفت مرا علم لدنّى هوس است تعليمم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه الف ، گفت دگر ، گفتم هيچ در خانه اگر كس است يك حرف بس است بزرگترين اثر شعار توحيد اين بود كه به پيروان خود شخصيت داد ( 2 ) . براى يك ملت هيچ موهبتى بالاتر از شخصيت نيست . اگر همهء مواهب و ابزارهاى زندگى را از ملتى بگيرند و شخصيتش محفوظ باشد ، غمى نيست . ملت آلمان در جنگ شكست خورد و شهرهايش خراب شد ، غرامت جنگ داد ، نفراتش از بين رفت اما شخصيتش را نباخت ، لهذا زود جبران كرد . اما اگر ملتى شخصيتش را باخت ، همه چيز را باخته است . ما نه در جنگ بين الملل اول و نه دوم وارد نبوديم ،

--> ( 1 ) نه در تلفظ و تقوّل به اين كلمه و نه در ترك عبادت بتهاى چوبى و فلزى فقط . ما اكنون هم متلفّظ به اين كلمه هستيم و بتها را هم نمىپرستيم ، اما توحيد واقعى نداريم . توحيد واقعى شور مخصوصى دارد كه اميد و آرزو را از غير خدا مىبرد و ترس را ازغير خدا زايل مىكند ، شخصيت خاصى مىدهد كه فلاح در آن شخصيت است و الَّا مادامى كه شخصيت عوض نشده ، توحيد نيست ( 2 ) رجوع شود به ورقه هاى شخصيت